اولیها
از نظر روانشناختی همواره اولی بودن و کسب تجربه در آغاز هر کاری از یکسو انسان رابا فشارهای روحی و روانی مواجه میسازد و از سوی دیگر موفقیت در آن، چنان لذتبخش و شیرین است که طعم و خاطره آن تا ابد در ذهن باقی میماند. اولین روز ورود به مدرسه برای کودکی که در دامن پر مهر و محبت خانواده پرورش یافته سرشار از دلهرههای ناشناختهی تلخ و شیرین است. البته این دلهره و اضطراب در خانوادههای جوانی که اولین فرزندشان را راهی مدرسه مینمایند بیشتر است.
از آنجایی که رشد و تربیت سازنده بدون برخوداری از فرصتهای مناسب غیر ممکن است، هر چه این فرصتها زودتر و با کیفیت بهتری فراهم شوند، رشد و کسب مهارت کودک نیز آسانتر خواهد بود و کودک با ورود به مدرسه علاوه بر کسب دانش، به تربیت و روابط اجتماعی مطلوب دست خواهد یافت.
مدرسه اولین فعالیت رسمی اجتماعی :
تربیت کودکان در هفت سال اول زندگی در درون خانواده به اندازهای مهم و تاثیرگذار است که گذشت زمان، کمتر میتواند رفتارها و نگرشهایی را که با وجود کودک آمیخته شده تغییر دهد، در حالی که در هفت سال دوم، میزان شرکت فعال کودکان در کارهای گروهی موجب رشد و توانمندی تربیتی واجتماعی آنان میشود. مدرسه اولین تجربهی فعالیت اجتماعی کودک است زیرا از او توقع انضباط و انجام تکالیف معینی را دارد.
رویارویی کودکان با مساله مهم ورود به دبستان متفاوت است گاهی مشکلات زیر برای آنان به وجود میآید:
• ضعف اعتماد به نفس
• گوشه گیری و انزواطلبی (احساس تنهایی میکند)
• رفتارهای پر خاشگرانه
• عدم توانایی در ایجاد ارتباط بین فردی ( دوستان زیادی ندارد)
• کاهش علاقه به زندگی
• کاهش میل به مدرسه و ادامه تحصیل
• احساس ترس و طردشدگی( از غریبهها میترسد، خجالت میکشد)
اگر بتوانیم با آماده سازی قبلی، کودک را در سازگاری با مدرسه کمک نماییم برخی از توانمندیهای زیر در او شکوفا میشود:
• برآورده شدن بخشی از نیازهای عاطفی، روانی و اجتماعی کودک توسط گروه
• تاثیر پذیری رفتار و شخصیت کودک از دیگران
• افزایش قدرت تصمیم گیری
• فراهم شدم زمینه مناسب برای اندیشیدن
• قبول و پذیرش مسؤلیت
• کسب ارزشها از گروه
• ایجاد توانایی در معاشرت با دیگران
بعضی از ویژگیهای کلاس اولیها
1- -معمولاً دست خود را زیر سر میگذارد، دراز میکشد و مشق مینویسد.
2- دوست دارد مداد خود را آنقدر بتراشد تا « نوک تیز» شود.
3- دوست دارد برای نزدیکان، خصوصاً والدین توضیحات کلامی بیشتری بدهد.
4- در برخورد با مشکلات بجای گرفتن حق خود، غرغرکنان دور میشود.
5- گاهی اوقات مدرسه برایش کسل کننده است.
6- -برای مقررات بازیها ارزش قائل میشود.
7- آشکارا گریه نمیکند.
8- -دارای دوگانگی عاطفی است، یعنی بعضی از روزها شاد و بعضی از روزها غمگین است.
9- -چابک، فعال، بی قرار و ناآرام است.
10- دوست دارد وقایع بچگی خود را از بزرگترها بشنود.
11- از رنگ کردن لذت میبرد.
12- دلش میخواهد اورا بیشتر از همه دوست بدارند.
13- -در انجام دستورات دیگران لجاجت و سرسختی نشان میدهد.
14- برای او دیگر مادر به عنوان مرکز دنیا نیست.(میتواند معلم خود را جایگزین کند.)
15- معمولاً در این سن لکنت زبان بیشتری بوجود میآید.
احتمال بروز بعضی از مشکلات برای کلاس اولیها
اگر آماده سازی توسط والدین صورت نپذیرد و یا با تاخیر همراه باشد ممکن است مشکلاتی به وجود بیاید که البته شدت و دوام آن در کودکان متفاوت است.
ترس کودک:
کودک به جزئیات همه قوانین و مقررات مدرسه واقف نیست، بنابراین تهدید و ترساندن کودک میتواند مشکل آفرین باشد مانند این سخن که والدین به فرزند خود میگویند «اگر غذا نخوری به معلمتان خواهم گفت»
سخت گیری در انجام تکالیف مردسه:
گاهی والدین انجام تکالیف دانشآموز را خیلی سخت و وحشتناک نشان میدهند. ممکن است آنان چنین سخنانی را به زبان بیاورند «تا مشقهایت را ننویسی از شام خبری نیست، اول تمام تکالیفت را انجام بده و بعداً با من حرف بزن و یا اگر مشقهایت را ننویسی دوستت ندارم.»
این امر موجب میشود دانشآموز وظایف خود را با علاقه و به راحتی انجام ندهد.
اضطراب :
اضطراب در این دوره به دو عامل بستگی دارد:
الف) اضطرابی که همکلاسیها یا مسؤلین مدرسه ایجاد میکنند، مانند تهدید دانشآموزان و یا قرار دادن آنان در موقعیتهای دشوار.
ب) خانواده، به عنوان مثال مادر میگوید «عجله کن، عجله کن مدرسهات دیر شده است» طوری که دانشآموز حتی یک ساعت زودتر از موعد مقرر به مدرسه میرسد و یا «اگر درس نخوانی به معلمت میگویم ترا تنبیه کند.»
اضطراب جدایی:
در این نوع اضطراب معمولاً کودک نگران و دلواپس والدین خود مخصوصاً مادر است، فکر میکند اگر او در مدرسه و مادر در منزل باشد، ممکن است برای مادر حادثهای ناگوار بوجود بیاید، بنابراین با گریه و اصرار میخواهد در کنار مادر خود بماند.
مشکلات روان تنی :
مشکلات روانتنی به مشکلاتی گفته میشود که حالات اضطرابی تبدیل به مشکلات جسمی شود، در این حالت، اضطراب و پریشانی کودک در جسم او تأثیر میگذارد و نشانههایی مانند کم اشتهایی، دل درد، تکرر ادرار، تهوع و استفراغ دارد.
مشکلات تغذیهای :
کودکی که صبح غذای کافی و مناسب نخورده باشد و در مدرسه از تنقلاتی مانند پفک، چیپس و ... که ارزش غذایی کمی دارند استفاده نماید، اشتهای خوردن غذای سالم را از دست میدهد و در نتیجه در رشد آموزش و تربیتی با مشکل مواجه میشود.
مشکلات خواب :
خانوادههایی که فرزندانشان پا به پای آنها تا دیر وقت بیدار میمانند، در اثر کم خوابی ناشی از دیر خوابیدن با مشکلاتی مانند عدم توجه؛ بی حالی، خستگی و اشکال در یادگیری مواجه میشوند.
بیشتر بدانیم و عمل کنیم :
1- قبل از شروع مدرسه، به هنگام ثبت نام و یا هر زمان دیگر که میسر بود کودک را با خود به مدرسه ببریم، برای او از مدرسه صحبت کنیم، اطراف و فضای داخل آن و حتی مسؤولین مدرسه را به او بشناسانیم تا آمادگی لازم را کسب کند.
2- برای خرید وسایل مدرسه حتماً کودک را همراه خود ببریم و در انتخاب لوازم، نظر او را جویا شویم.
3- به احساسات و حرفهای فرزندمان با دقت توجه کنیم. در مسیر برگشت از مدرسه، فرزندان دوست دارند همه چیز را برای والدین، مخصوصاً برای مادر تعریف کنند، سعی کنیم شنونده خوبی برای صحبتهای آنان باشیم.
4- خاطرات خوب و خوش خود و یا خواهر و برادر بزرگتر او را از مدرسه برایش بازگو کنیم.
5- از مدرسه به عنوان حربهای برای تنبیه استفاده نکنیم، مثلاً نگوییم «اگر مشقهایت را ننویسی، به معلمتان میگویم.»
6- فرزندمان را هر شب به موقع و در ساعت معینی (مثلاً 9 شب) بخوابانیم. معمولاً کودکان دوست دارند تا آخر شب بیدار بمانند، اگر فرزندی زود و به موقع به رختخواب نرفت، در صورت لزوم برنامه خواب خانواده باید تغییر یابد، به عبارتی همه اعضای خانواده زودتر بخوابند تا کودک دلواپسی نداشته باشد که «من خوابم ولی دیگران در حال تماشای تلویزیون هستند».
7- به فرزندمان آموزش دهیم تا به تنهایی وسایل مدرسهاش را جمع کند و از ما انتظار انجام آن را نداشته باشد.
8- برای سازگاری بیشتر دانشآموز با مدرسه، به او اجازه بدهیم با اولیای مدرسه به بازدید و اردوهای تفریحی کوتاه مدت (باغ وحش، پارک، موزه و ...) برود.
9- بیشتر از نیرو و توان کودک از او تکالیف درسی نخواهیم.
10- به گونهای برخورد نکنیم که کودک به خاطر رفتن به مدرسه احساس گناه کند. هنگامی که میگوییم «بابا کار میکند و زحمت میکشد تا تو درس بخوانی» کودک فکر میکند مرتکب گناه و جرم بزرگی شده است.
11- همراهی کردن کودک در روزهای اول سال تحصیلی بسیار مهم است. حتی اگر فرصت کافی نداشته باشیم، در چند روز اول مدرسه فرزندمان را هنگام رفتن به مدرسه و برگشتن همراهی کنیم.
12- در تمام مدارس برای والدین به ویژه والدین کلاس اولیها جلسات آموزش خانواده برگزار میشود، در این جلسات فعالانه شرکت کنیم.
13- والدینی که اهل مطالعه و کتاب هستند، میتوانند الگوی خوبی برای فرزندانشان باشد. با مطالعه کردن در منزل ما میتوا نیم فرزندمان را به مطالعه و انجام تکالیف درسی علاقهمند کنیم.
14- از سرزنش و تحقیر فرزندمان بخاطر رفتارهای نادرست او – به ویژه در حضور دیگران – خودداری کنیم.
15- هنگامی که از فرزندمان رفتار نادرستی سر میزند و یا کلام زشتی بر زبان میآورد، یا با کلمات واضح و روشن به او میگوییم «این سخن و رفتار تو زشت است و خانواده آن را نمیپسندد» و یا با پیامهای غیر کلامی چشم، اخم و بی توجهی او را متوجه رفتار نامناسبش میکنیم.
16- نباید فکر کنیم حالا که فرزندمان به مدرسه میرود دیگر مسؤولیتی متوجه ما نیست و همه کارها بر عهده مسؤولین مدرسه است.
17- هنگامی که با فرزندمان نزد معلم وی میرویم باید سعی کنیم حرمت و احترام معلم و فرزندمان را کاملاً حفظ کنیم.
18- وقتی به فرزندمان وعدهای میدهیم حتماً به وعده خودعمل کنیم. باید سعی کنیم وعدههای ما با عمل او متناسب باشد، یعنی در مقابل کار کوچک او وعدههای بزرگ یا طولانی مدت ندهیم (اگر درس بخوانی تابستان برایت دوچرخه میخرم!).
19- با برنامهریزی نامناسب برای انجام تکالیف و درس خواندن، تمام اوقات فراغت و استراحت را از فرزندمان نگیریم.
20- اگر فرزندمان مشکل جسمی و روانی خاصی دارد، حتماً با اولیای مدرسه در میان بگذاریم.
21- ما والدین و اعضای خانواده باد از هر گونه درگیری لفظی و فیزیکی خودداری کنیم و محیط منزل را برای فرزندمان شاد و آرام نگه داریم تا احساس امنیت کند. بطور کلی فضای مطلوب رفتاری وعاطفی خانواده باعث شکوفا شدن استعدادهای فرزندان میشود.
22- لوازم التحریر گران قیمت برای کلاس اولیها نخریم. شاید دانشآموزان دیگر نتوانند چنین لوازمی تهیه کنند و این کار ما موجب بروز مشکلاتی شود.
23- دانشآموز خود را حتماً با ظاهر آراسته به مدرسه بفرستیم تا نزد همکلاسیهای خود شرمنده و خجالت زده نشود.
24- ما به عنوان پدر و مادر، هر دو با اولیای مدرسه، معلم، معاون و ... ارتباط نزدیک و مستمر داشته باشیم.
25- به تکالیف و مسائل مربوط به تحصیل فرزندمان رسیدگی کنیم.
26- نام دانشآموز را بر روی وسایل شخصی مدرسهاش بنویسیم.
27- وسایل مدرسه مانند مداد، تراش، دفتر و کتاب فرزندمان را هر روز کنترل کنیم، اگر وسیلهی اضافی با خود آورده بود توصیه کنیم فردا به مدرسه ببرد و صاحبش را پیدا کند و در صورت لزوم از معلم خود نیز کمک بخواهد. هرگز بخاطر این عمل به او نسبت ناروا نزنیم که احساس گناه و ناراحتی کند.
28- اگر یکی از وسایل مدرسهاش را گم کرده است، حتماً از او بخواهیم فردا در مدرسه جستجو کند تا آن را بیابد و از معلم و همکلاسها نیز کمک بگیرد. نباید او را بخاطر این بی توجهی تنبیه کنیم و یا بترسانیم.
29- در انجام تکالیف کودک نظارت داشته باشیم ولی هرگز نباید دخالت کنیم، زیرا با روش تدریس معلم تداخل پیدا میکند.
30- وقتی کودک از مدرسه به منزل بر میگردد، حداقل یکی از اعضای خانواده (مخصوصاً مادر) در انتظار او باشد. بهتر است پدر و مادر در هفتههای آغازین ورود دانشآموز به مدرسه، ساعت کاری خود را طوری تنظیم کنندکه یکی از آنها حتماً در خانه باشد. در روزهای دیگر نیز بهتر است از اقوام نزدیک مثل مادر بزرگ و ... کمک بخواهیم. حتی المقدور از دادن کلید خانه به فرزند و یا پشت در منتظر گذاشتن او جداً برهیزیم، زیرا اضطراب در این گونه فرزندان «بچههای کلید به دست و پشت دری» بسیار بیشتر از بچههای دیگر است.
31- سعی کنیم هنگام ورود کودک به منزل غذا آماده باشد، زیرا تغذیهی نامناسب و نا به هنگام و گرسنه ماندن از عوامل بروز پرخاشگری و لجبازی در کودکان است.
32- در روزها و هفتههای آغازین به کودک خود اطمینان دهیم که به دنبالش میرویم.
33- اگر فرزندمان کار خوبی انجام داده است، بلافاصله پس از بازگشت از مدرسه به او پاداش بدهیم تا رفتارهای مثبت را در او تثبیت کنیم.
34- فرزندمان را با دیگران مقایسه نکنیم (به ویژه در بدو ورود به مدرسه)
35- فرزندمان را با توانمندیها و مهارتهایش آشنا کنیم.
36- از این خطای رایج که فرزندمان را به صورت کودکی خودمان تصور میکنیم و میخواهیم نیازهای ارضا نشدهی دوران کودکی ما بوسیلهی او برآورده شود، جداً بپرهیزیم. به یاد داشته باشیم که او انسانی دیگر و متفاوت است و احساسات مخصوص به خود را دارد.
37- اگر فرزندمان «درونگرا» است، او را ضعیف و درمانده قلمداد نکنیم، بلکه با ایجاد مهارت ارتباط، واگذاری نقشها و مسؤولیتهای اجتماعی به او کمک کنیم تا بتواند با افراد جدید آسانتر ارتباط برقرار کند، با آنان حرف بزند و نیازهایش را بیان کند.
نکتهها :
علم در کودکی مثل نقش در سنگ ثابت و با دوام است. پیامبر اکرم (ص)
هنر معلم گرسنه کردن ذهن کودک است، نه سیر کردن آن. امیل شارتیه
هرگاه چیزی را به کودک آموزش دهیم مانع میشویم تا خود آن را شخصاً اختراع و یا کشف کند. پیاژه
تربیت را از آنجایی شروع کنید که کودک دوست دارد و به جایی ختم کنید که خود دوست دارید. شهید باهنر
فرزندان ما، فرزندان ما نیستند، فرزندان عصر خویشند. کنفسیوس
تنها چیزی که کودک باید عادت کند این است که به چیزی عادت نکند. روسو
تغییر دادن بیرونی کودک مانع تغییر یافتن درونی اوست. کریشتا مورتی